على بن حسين واعظ كاشفى
393
رشحات عين الحيات ( فارسي )
ايشان انداختم سر مرا از خاك برداشتند و فرمودند غم مخور كه ما ترا تربيت خواهيم كرد تعبير اين خواب نوعى « 1 » بخاطر من آمد ، اين خواب را پيش بعضى « 2 » از ياران خود گفتم ، ايشان تعبير بطب « 3 » كردند ، يعنى ترا از علم طب نصيبى خواهد شد و من به اين راضى نبودم در جواب ايشان گفتم كه تعبير شما مرضى من نيست من بوجهى ديگر تعبير كردهام « 4 » و آن آنست كه حضرت عيسى عليه السلام مظهر احيااند تا « 5 » از اولياء هركه به صفت احيا ظاهر مىشود مىگويند او درين زمان عيسوى « 6 » المشهد است و چون ايشان تربيت اين فقير بر خود گرفتند ، درين فقير « 7 » صفت احياء قلوب ميته حاصل خواهد شد ، مىفرمودند كه بعد از اندك « 8 » مدتى بموجب اين تعبير ، حق سبحانه بقوتى و حالتى مشرف گردانيد كه اين معنى بظهور پيوست و بسى مردم از تنگناى غفلت به فضاى حضور و شهود رسيدند . مىفرمودند كه در مبادى حال بخواب ديدم كه حضرت رسالت صلى اللّه عليه و سلم با جمعى انبوه از اصحاب و غير هم در پاى كوهى بهغايت بلند ايستادهاند ، ناگاه به فقير اشارت كردند كه بيا مرا بردار و به اين كوه بالا بر ، من آن حضرت را بر گردن خود « 9 » گرفته بالا بردم و به قله آن كوه رسانيدم ، آن حضرت صلى اللّه عليه و سلم استحسان فرمودند و گفتند من دانستم كه ترا قوت اين « 10 » هست و اين كار از تو مىآيد ليكن خواستم « 11 » كه ديگران نيز بدانند . مىفرمودند كه در مبادى حال حضرت خواجه بزرگ خواجه بهاء الدين را قدس اللّه « 12 » تعالى سره شبى بخواب ديدم كه آمدند و در باطن من تصرف كردند ، چنانچه
--> ( 1 ) - مج : ( نوعى بخاطر من آمد ، اين خواب را ) ندارد ( 2 ) - مج : بعض از ( 3 ) - مج : ( بطب ) ندارد ( 4 ) - مى : بوجهى ديگر كردم و ( 5 ) - مج : ( تا ) ندارد ( 6 ) - چپ : عيسى المشهد ( 7 ) - مج : ( فقير ) ندارد ( 8 ) - مج : بعد از آنك مدتى ( 9 ) - مج : بر : گردن گرفته ( 10 ) - بر : اين كار هست و اين از تو مىآيد ( 11 ) - بر : ليكن مىخواستم ديگران ( 12 ) - چپ : قدس سره ، مى ، : قدس اللّه سره .